عملیات بود ودرگیری به شدت ادامه داشت.

شهید کاوه هم یک ترکش خورده بود. اما اصلا به روی خودش نمی آورد.

کم کم رنگ صورتش عوض شد و مشخص بود که حسابی ضعف کرده.

باچند تا از بچه ها رفتیم به او گفتیم:

شما زخمی شدی، باید بری عقب بستری بشی و استراحت کنی

گفت:

استراحت برای وقتی که توی گور رفتیم

اونجا آنقدر بخوابیم واستراحت کنیم. اما اینجا باید بجنگیم و حرکت کنیم.




تاریخ : دوشنبه 90/9/28 | 7:2 عصر | نویسنده :