|
تاریخ : جمعه 93/1/8 | 3:44 عصر | نویسنده :
دور هم گرد نشسته بودیم.
مصطفی بغل دست آیت الله بهجت نشسته بود .
دانه دانه بچه ها را معرفی می کرد .
ازعملیات فتح المبین گزارش می داد « رزمنده های غیور اسلام ، باب فتح الفتوح را گشودند. ماسربازهای امام خمینی، صدام و صدامیان را نابود می کنیم.»
حاج آقا سرش پایین بود و گوش می داد.
حرف های مصطفی که تمام شد، دستش را زد پشت مصطفی وگفت« مصطفی ! هر کدوم ما یه صدامیم. یه وقت غرور نگیردمون
.» شهید مصطفی ردانی پور
تاریخ : چهارشنبه 93/1/6 | 2:40 عصر | نویسنده :
